روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزندخیلی او را صدا می زنداما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شودبه ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازدتا بلکه کارگر بالا را نگاه کندکارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شودبار دوم مهندس ۵۰دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول ر
برچسب:
نویسنده: طاها کاظمیان
تاريخ: چهارشنبه
22 شهريور
1396 ساعت: 18:25